چهار جلسه کاردرمانی سخت
از روز شنبه چهار جلسه کاردرمانی سختت شروع شده
آقای عنبرا روز شنبه بخاطر ایستادنت این جلسات رو گذاشت
بنده خدا اینقدر متعهد و مسئولیت پذیره که روز یکشنبه که ما دیر میرسیدم بخاطر ما تا ساعت 9 شب موند حتی با اینکه شام دعوت بود
خلاصه اینکه خدا سر راهمون برای خوب شدن تو ادمهایی رو قرارداده که نقش فرشته رو دارن
همیشه برای سلامتیش دعا میکنم و از خدا میخوام همونجوری که کمک ما میکنه تو شرایط سخت کمکش کنه
امروز اخرین جلسه از این چهار جلسه است .
وقتی تو مستقل ایستادی چند روز قبلش
لحظه اذان که حالم خیلی بد بود و رو تخت خوابیده بودم کلی گریه کردم
احساس میکردم یه چیزی راه نفس کشیدنمو سد کرده
مثل ادمایی که مصیبت سختی بهشون وارد شده
وقتی یکی میگفت نمیتونم نفس بکشمو گریه میکرد باورم نمیشد
اما این حال به منم دست داد
با صدای بلند و هق هق گریه
امام رضا رو صدا کردم
هرچی تو دلم بود میگفتم باورم نمیشد این منم
اما غم تو اینقدر بهم فشاور اورده بود که اصلا متوجه نبودم
یه درد دل حسابی
بعدشم تو روز تولد حضرت محمد ایستادن تو
اردیبهشت میریم مشهدهتل هم رزرو کردم
دلم برای نشستن تو صحن و درد دل کردن تنگ شده
یادم نمیره
شهریور که رفتیم تو شرایطت اصلا خوب نبود تعادل نشستن نداشتی
امیدوارم که اردیبهشت تو راه بری و با یه دل خوش بریم پابوس ...


چهار جلسه کاردرمانی سخت 